الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
56
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
زمخشرى و رازى در تفسير اين آيه : * ( « وَتَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ » ) * ( 1 ) مىگويند : اگر بپرسند چرا لفظ گوش ، به شكل مفرد و نكره استعمال شده است ؟ پاسخ مىدهيم : براى اعلام نمودن اين حقيقت است كه افراد دانا و آگاه در ميان مردم اندكند ، و اين آيه مردم را به جهت اندك بودن افراد آگاه سرزنش مىكند . همچنين نشانگر آن است كه گوشهاى شنوا و آگاه ، سواد اعظم است و به غير از آن هر چه باشد ، اگر چه تمام جهان را پر كند ، قابل توجّه و اعتنا نمىباشد . با توجّه به آنچه گفته شد نادرستى جوابى كه فضل در مورد دلايل عقلى علَّامه بيان كرد ، براى شما روشن است و ادعاى علم و زهد حقيقى و شجاعت ، در مورد مشايخ سه گانه ، محل تأمل و ترديد است . از اينها گذشته ، براى اثبات امامت امير المؤمنين ( ع ) ، از دليل عقلى ديگرى نيز مىتوان بهره گرفت ؛ و آن دليل ، عملكرد شخص رسول خدا ( ص ) است ، آن حضرت هيچ گاه از شهر خارج نمىشد مگر اينكه ابتدا كسى را جاى خود قرار مىداد ؛ و همانطور كه مقتضاى رياست و سياست است براى هر سپاهى ، فرماندهى مىگمارد . با توّجه به اين مسئله چگونه امكان دارد كه مردم را در غيبت دائمى خويش در معرض فتنهها و هدف تيرهاى تفرقه قرار دهد ؟ بخصوص كه بيشتر اين مردم تازه اسلام آورده بودند و احتمال بازگشتشان به كفر ، زياد بود . همچنين كسانى بودند كه منافقانه عمل مىكردند و نيز - همان گونه كه قرآن مىگويد - كفار هميشه چشم انتظار گرفتارى و مصيبت مسلمانان بودند . از سوى ديگر چگونه مىتوان پذيرفت كه با توّجه به نياز شديد جامعه به امام ، از ميان اين همه مسلمان ، هيچ كس از پيامبر درخواست تعيين جانشين ، نكرده باشد ، با آنكه بيمارى ايشان به طول انجاميد و مكرّرا به آنان از مرگ خويش خبر داده بود ؟ از اينجا روشن مىشود كه سخن پيامبر در اين مورد به گونه اى بوده كه شاهد و غايب از نظر پيامبر در اين زمينه اطلاع داشته است و ديگر نيازى به گفتن مجدّد نبوده . نظر پيامبر ، همان بود كه در حديث غدير و احاديثى شبيه به آن آمده است . پس امير المؤمنين على ( ع ) امام
--> ( 1 ) . حاقّه / 12 .